تبليغاتX


مناجات Menu Script مقالات
Category 2
Category 3
Category 4

مناجات

خستگان عشق را ایام درمان خواهد آمد..... غم مخور,آخر طبیب دردمندان خواهد آمد

 

از جمكران مى‏آيم

 

از جمكران مى‏آيم . از ميعادگاه حضورت; از محفل عاشقان ظهورت; همراه با ديده‏هاى ابرى و قلبهاى منتظر .

تمام ابرهاى جهان در دلم گريه مى‏كنند . چشمانم آشيانه انتظار شده و سراسر وجودم اميد . تا به حال نديده بودم ابرى چتر هزار پاره انتظار را بر غربت دل منتظران اين‏گونه پر باران بگشايد .

از جمران مى‏آيم و باور نمى‏كنم كه از محفل پروانه‏هاى دلسوخته‏ات آمده باشم . بارها گفته‏اند: «مى‏آيى‏» و من سالهاست منتظر ظهورت هستم . گفته‏اند: «وقتى بيايى منتظرانت را به ميهمانى خويش مى‏خوانى‏» .

گفته‏اند: «با آمدنت‏باران زيبايى مى‏بارد و هيچ‏كس از دستهاى تهى و «از سفره‏هاى خالى‏» سراغ نمى‏گيرد» .

... و من تو را مى‏شناسم; از آن سوى مهتاب و از پشت ابرهاى سفيد .

بوى گلاب مى‏آيد و مادر، تمام آرزوهاى خود را بر سجاده انتظار گريه مى‏كند . راستى! هر شب به خانه دلهامان سر مى‏زنى و دست نوازشگرت را بر سرمان مى‏كشى . آرى; هر شب به خانه دلمان مى‏آيى و بر سجاده انتظارمان عطرى از عشق مى‏پاشى; لباسهامان را از ياس پر مى‏كنى و من هر آدينه به اميد آمدنت‏خانه دلم را آب و جارو مى‏كنم . پنجره‏هاى خسته‏اش را دلدارى مى‏دهم، گلدانهاى كهنه را پر از شمعدانى مى‏كنم و روى پله‏پله‏اش نيز گلدانهاى ياس مى‏گذارم پدر هم با دستهايى سبز، زير باران عشق و انتظار، ندبه را زمزمه مى‏كند . مطمئنم تو، خود مى‏دانى چرا كه دوستمان دارى و خواسته‏اى اين‏گونه باشيم .

آقا! پس «كى مى‏آيى؟» چقدر انتظار؟!

بيا; بيا تا خاك قدومت را سرمه چشمانمان گردانيم .

منتظر ظهورت مى‏مانيم .

یا مهدی ادرکنی .

 

+نوشته شده در جمعه 4 خرداد1386ساعت9:11 بعد از ظهرتوسط رضا | |