تبليغاتX


مناجات Menu Script مقالات
Category 2
Category 3
Category 4

مناجات

خستگان عشق را ایام درمان خواهد آمد..... غم مخور,آخر طبیب دردمندان خواهد آمد

 

شما محبوب مرا ندیده اید ؟

 

سلام .

خوبی؟ ... خسته‏ام از «خوبیم و جز دوری تو ملالی نیست‏» . خسته‏ام از نامه‏های «اینجا هوا خوبست و ...» یا «خبرت دهم، اسماعیل دانشگاه قبول شد ...»

عادت كرده‏ایم كه بگوییم منتظریم . عادت كرده‏ایم بعد از هر صلواتمان بگوییم: «... و عجل فرجهم‏» یا این‏كه بعد از هر نماز دعای فرج را بخوانیم . حتی از روی عادت برای سلامتی امام زمان (عج) صلوات نذر می‏كنیم . به نبودنش، به نیامدنش، به انتظارمان عادت كرده‏ایم .

آن‏قدر در این آخرالزمان در فتنه غرق شده‏ایم كه یادمان رفته مدینه فاضله یعنی چه؟ انگار عادتمان شده كه هر روز، خبر یك قتل، یك تصادف مرگبار یا یك سرقت را بشنویم . مثل این‏كه اگر پنج‏شنبه‏ها منتظر نباشیم، یكی از كارهای روزمره‏مان را انجام نداده‏ایم . یا فكر می‏كنیم اگر صبحهای جمعه در مراسم دعای ندبه شركت نكنیم، از دوستانمان عقب مانده‏ایم . آخرین باری كه صبح جمعه بیدار شدیم و از این‏كه «او» نیامده بود، دلمان گرفت; كی بود؟ عزیزی می‏گفت: «خیلی وقتها منتظریم . منتظر تلفن كسی كه دوستش داریم، یا نامه‏ای كه باید می‏رسیده و نرسیده; یا كسی كه باید می‏آمده . چندبار از این دست انتظارها برای آن كسی كه مدعی انتظارش هستیم، داشته‏ایم؟ ... یك جای كار می‏لنگد .» راست می‏گفت . یك جای كار می‏لنگد ...

چند روز قبل، مرد نابینایی را دیدم كه كنار خیابان ایستاده بود . نه به ماشینهایی كه برایش بوق می‏زدند توجه می‏كرد، نه به آدمهایی كه مدام به او تنه می‏زدند . پسركی كنارش ایستاد . زیر گوش پیرمرد چیزی گفت و او سرش را به علامت جواب مثبت تكان داد . و بعد، پسرك با نرمی زیر بازوی پیرمرد را گرفت تا او را از خیابان بگذراند . به وسط خیابان كه رسیده بودند، دیدم لبهای پسرك مدام تكان می‏خورد و بر لبهای پیرمرد هم لبخندی نشسته . خیابان شلوغ بود و چند دقیقه‏ای طول كشید تا از عرض آن گذشتند . و در این مدت پیرمرد و پسرك جوان با هم صحبت می‏كردند و می‏خندیدند . به سمت دیگر خیابان كه رسیدند، پیرمرد دست پسر را از بازویش جدا كرد و به سرعت‏به سمت لبهایش برد و بوسید ... پسرك مات و مبهوت به پیرمرد كه عصازنان دور می‏شد، خیره شده بود ...

من هم مات شده بودم . پس از چند لحظه‏ای كه به جای خالی پیرمرد خیره شده بودم، به خودم آمدم . صدای بوق ماشینها و همهمه مردم، به من فهماند كه در دنیای بی‏رحم این زمانه، پیرمردی دست عاطفه فراموش شده بشری را بوسیده، دست كمك به همنوع، دست «بنی‏آدم اعضای یكدیگرند» را ...

http://i18.tinypic.com/6ft7cjr.jpg

می‏بینی چقدر در آخرالزمان غرق شده‏ایم؟ از این روزهای روز مرگی، از روزهایی كه با دیروز و فردایمان تفاوتی ندارند، خسته‏ام ...

چند وقت قبل - جایت‏خالی - میهمان امام رضا (ع) بودم . یكی از شبها، با حال و هوای غریبی، گیج و منگ، تن به سینه سرد دیوار داده، به ضریح چشم دوخته بودم . دختری  نشسته بود . چادرش را تا روی صورت كشیده بود و با خود زمزمه می‏كرد: «یا وجیها عندالله، اشفع لنا عندالله‏» یك‏نفر بلندبلند صلوات می‏فرستاد و كسی آن طرف‏تر خوابیده بود ... از سمت دیگر ضریح، حدود 20 جوان، در حالی كه هر كدام گل سرخی در دست داشتند و منظم و عاشق به سمت ضریح حركت می‏كردند، یكصدا شروع به خواندن كردند:

«ای خدای من اومدم دعا كنم

از ته دلم تو رو صدا كنم

ای خدا منم دارم در می‏زنم

یه شب اومدم به تو سر بزنم ...»

با همین نوای دلنشین تا نزدیك ضریح آمدند و ایستادند; دست‏بر سینه و سرشار از حس احترام:

«... اومدم امشبو منت‏بكشم

چه كنم، خیلی خجالت می‏كشم

همیشه كرامت از بزرگ‏تر است

پیش تو دست پر اومدن خطاست .»

همه آدمها می‏گریستند، همه آنهایی كه خواب بودند و یا بیدار ...»

تضرع عاشقانه‏شان كه به پایان رسید، گلهایشان را به ضریح هدیه دادند و رو به قبله، با دستانی سوی آسمان رفته، نشستند: «اللهم كن لولیك الحجة‏بن الحسن ...»

نمی‏دانم چرا نام زیبایش، گونه‏هایم را نیلوفری كرد ... دعای فرج كه تمام شد، برخاستند و با بغضی غریب شروع به زمزمه كردند:

«اباصالح! التماس دعا هر كجا رفتی یاد ما هم باش!

نجف رفتی، كاظمین رفتی، كربلا رفتی، یاد ما هم باش!

مدینه رفتی به پابوس قبر پیغمبر، مادرت زهرا ...

و دور شدند . ناخودآگاه نیم‏خیز شدم . می‏خواستم دنبالشان بروم، بگویم: «ببخشید آقای محترم! شما یك مرد میانسال را ندیدید؟ می‏گویند نشانش یك خال هاشمی است و یك شال سبز . شنیده‏ام مانند جدش، یتیمان را از محبت‏سیراب می‏كند و همچون سیدالشهدا، مظلومان را از عدالت . همانی كه همه آدمها، همه ادیان، موعود می‏نامندش ...

ببخشید ! شما محبوب مرا ندیده‏اید؟»

+نوشته شده در یکشنبه 17 تیر1386ساعت2:59 بعد از ظهرتوسط رضا | |